ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎهی بود که ﻭﺯﻳﺮﯼ داشت که همیشه ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺧﻴﺮ ﻳﺎ ﺷﺮﯼ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ می‌افتاد، ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺑﺎﺩﺷﺎﻩ می‌گفت: «ﺣﺘﻤﺎ ﺣﻜﻤﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ!» ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ چاقو... ادامه حکایت

اخلاق و رفتار

1. نهنگ تنها
2. کیسه خود را با چه پر می‌کنید؟
3. تنها غازها نیستند
4. پریدن گوسفندان
5. برگه امتحان بی‌نام

بیشتر >>


انگیزشی

1. خوش شانسی و بدشانسی
2. حل مسائل
3. کجا را نگاه می‌کنید؟
4. سقراط و رمز موفقیت
5. هرگز تسلیم شدند؟

بیشتر >>


خرد و حکمت

1. از ماست که بر ماست
2. سرو آزاد
3. قدر زر، زرگر شناسد، قدر گوهر، گوهری
4. سخن مرد گوژپشت
5. شاخه و برگ

بیشتر >>


دین و مذهب

1. شیخ ابوسعید ابوالخیر در راه حج
2. خفتن به
3. این مغازه مجهز به دوربین مدار بسته می‌باشد
4. اهل کجا خواهیم شد؟
5. هر چه می خواهی گناه کن

بیشتر >>


زندگی

1. چند پیاز در کیسه دارید؟
2. قول دوران کودکی
3. بخشش جایزه مسابقه گلف
4. نون سنگک
5. در جستجوی آرامش درون

بیشتر >>


سیاست

1. بدا به حال روس
2. شیر ناصرالدین شاه
3. اتاق مخصوص ایاز
4. شاهکار
5. چوپانی در مقام وزارت

بیشتر >>


عشق و زناشویی

1. شانه و همسر
2. درخواست طلاق
3. باز هم تو را می‌خواهم
4. دختری با یک گل سرخ
5. عشاق ناشناس

بیشتر >>


فرهنگ و مردم

1. مردی داخل چاله
2. دست بابا
3. بیسکوئیت های زندگی
4. چرا اعراب به ایرانیان عجم می‌گفتند؟
5. بشقاب

بیشتر >>


کسب و کار

1. بهترین خیاط
2. فیل سفید
3. ورد باران
4. اسکناس 100 دلاری
5. کیسه خود را با چه پر می‌کنید؟

بیشتر >>


لطیفه

1. یادداشتی برای ولتر
2. این کوزه پر از زهر است
3. وصیت مرد خسیس
4. وام فوری 5000 دلاری
5. دو زن ملا

بیشتر >>